تبليغاتX
l> ((آسمان))

((آسمان))

آسمان بار امانت نتوانست کشید / قرعه فال به نام من دیوانه زدند

مصاحبه اي در باره نظريه سروش پيرامون وحي

نام گفت و گو شونده: محمد - محق

جناب استاد، اخیرا دکتر عبدالکریم سروش اندیشمند معاصر جهان اسلام نظریه ی بحث انگیزی را در مورد قرآن کریم مطرح کرد. در آغاز می خواستم از شما تقاضا کنم که اگر ممکن باشد به شکل بسیار مختصر گزارشی از نظریه ی آقای سروش مطرح کنید تا خوانندگان در جریان بیشتر بحث قرار بگیرند.
 
محق: آقای سروش در مصاحبه ای که در بارۀ ماهیت وحی داشته گفته است که روح پیامبر(ص) مانند روح هرانسان دیگری الهی است، ولی با این تفاوت که جنبۀ الهی روح او ازقوه به فعلیت رسیده و با حق اتصال پیدا کرده است. این اتصال نه به معنای خدا شدن پیامبر بلکه به معنای خدایی شدن اوست، نوعی اتحاد معنوی با حق است، و این اتحاد زمینه ای می گردد که او وحی را دریافت کند، دریافت یک مضمون متعالی وبرتر از صورت و شکلی که متناسب ادراکات یک ذهن زمینی است. آن گاه که این مضمون و محتوای الهی وارد حوزۀ آگاهی و ادراک پیامبر می شود توسط مفردات و دستگاه مفهومی موجود در آگاهی بشری پیامبر جامه ای بر این مضمون کشیده می شود – وبه تعبیر فیلسوفان مسلمان - صورتی بر امر بی صورت افکنده می شود.
از این لحاظ که شکل وصورت وحی – نه مضمون و محتوای آن – در عالم آگاهی پیامبر(ص) پیدایی می یابد، به همان گونه که مصالح و مواد موجود در ذهن پیامبر مانند کلمات، تصاویر و دانش ها، در آفرینش شکل و صورت وحی – نه مضمون و محتوای آن! – نقش دارند، حالات روحی و قبض و بسط درونی او نیز خود را در این شکل بیرونی وحی نشان می دهند.
طبق این نظریه، پیامبر(ص) در کل از دو نوع آگاهی برخوردار بوده است. نخست آگاهی های مربوط به عالم طبیعت اعم از نباتات، جمادات، انسان ها، تاریخ، زمین، کیهان و... که منشأ آن ها آگاهی جمعی مردمان روزگارش بوده است با همان ویژگی های بشری یعنی قابل نقص و خطا، مانند – مثلا – آگاهی وی دربارۀ درختان خرما! این حوزه از آگاهی وی – طبق این نظریه - فاقد عصمت است. نوع دوم، آن آگاهی مخصوص و غیر متعارفی است که دربارۀ صفات خدا، حیات پس از مرگ، قواعد عبادت و... و در کل عالم ماورای ماده وکاینات بدست آورده است که منشأ وحیانی دارد. برای صورت دادن به مضمون بی صورت وحی از تصاویر و تعابیری استفاده شده است که مربوط به نوع نخست آگاهی است، یعنی برای توضیح – مثلا – قدرت، حکمت و دیگر صفات خداوند ازمثال ها، تشبیهات و استعاراتی از عالم طبیعت استفاده می شود که مربوط به آگاهی های عادی و متعارف ایشان بوده است، آگاهی های بدست آمده از رهگذر فرهنگ و دانش مردمان آن روزگار.

ادامه مطلب
+ نوشته شده درجمعه پنجم مهر 1387ساعت 10:31توسط ناصر |

مصاحبه با آيت‌الله جناتي

منبع:روزنامه اعتماد ملی

گفتگو از:فهیمه خضرحیدری

(از سایت عصر ایران)

در كوچه پس‌كوچه‌هاي قم، جايي ميان همهمه شهري كه جا به ‌جا، بيت يكي از آيات‌عظام را در دل خود دارد، بيت آيت‌الله‌العظمي محمدابراهيم جناتي يكي از بيوت قم‌نشينان است كه درش روي همه باز است، از مقلداني كه براي ديدار و استفتاء مي‌آيند تا گروه‌علماي عرب يا مسيحي‌اي كه هر بار از گوشه‌اي از جهان به ديدار آيت‌الله مي‌آيند و او را بيشتر با شهرت و تخصص‌اش در بررسي و واكاوي اديان و مذاهب مي‌شناسند. خودش مي‌گويد: <علماي ديني به‌جز مصر، از تمام كشورهاي عربي و اروپايي و حتي آمريكا براي مذاكره و بحث در مباحث ديني به اينجا مي‌آيند و هميشه باب گفت‌وگو باز است.> آيت‌الله جناتي كه از چهره‌هاي سرشناس و نوانديش ديني است كه به‌خصوص در حوزه حقوق و جايگاه زنان در اسلا‌م، محل مراجعه فعالا‌ن امور زنان و علا‌قه‌مندان به موضوع بازنگري در قوانين منبعث از فقه اسلا‌مي است.

آيت‌‌الله جناتي از معدود مراجعي است كه <مرد بودن> را در مرجعيت تقليد شرط نمي‌داند و اساسا تاثير جنسيت را بر احراز موقعيت‌هاي معنوي و امتيازات مادي جايز نمي‌داند. در يكي از آخرين روزهاي برفي سال گذشته ميهمان بيت ايشان بوديم و در حالي كه برف كوچه را پر كرده بود، به گفت‌‌وگو درباره حوق زنان و ضرورت بازنگري در قوانين نشستيم. كوچه را صداي دستگاه‌‌هاي برف‌روب شهرداري قم پر كرده بود و آيت‌الله جناتي به كنايه مي‌گفت: <كوچه‌هاي علماي دولتي زودتر برف‌روبي مي‌شوند.> ‌

حضرت آيت‌الله جناتي در آستانه دور تازه‌اي از انتخابات رياست‌جمهوري قرار داريم و مي‌دانيد كه سال‌ها است بر سر رياست‌جمهوري زنان بحث است و عده‌اي با استناد به كلمه <رجال سياسي> كه در قانون اساسي آمده با آن مخالفت مي‌كنند. آيا حضرتعالي به عنوان يك مجتهد صاحب فتوا، رياست‌جمهوري زنان را مجاز مي‌دانيد؟ ‌

تصدي رياست‌جمهوري توسط زنان هم مثل مرجعيت و قضاوت زنان هيچ منعي در اسلا‌م ندارد. در پايان جلد اول توضيح‌المسائل نيز به‌گونه واضح جواز تصدي مقام رياست‌جمهوري و قضاوت را براي زنان روشن كرده‌ام. اين موضوع را اخيرا هم در جلسه‌اي كه در استانداري قم و با حضور جمعيت زنان ايران داشتيم مطرح كردم. البته ورود در اين مباحث و گفتن اين حرف‌ها هزينه دارد. آنهايي كه زياد منبر رفته‌اند ياد دارند كه چطور موضوع بحث را از فراز و نشيب مصون بدارند اما ما كه منبري نيستيم و مثل درسي كه مي‌گوييم آنجا هم سخن گفتيم. در آنجا مطرح شد اگر از علماي شيعه سوال كنيد كه زن مي‌تواند رئيس‌جمهور شود يا نه اكثرا مي‌گويند نه. از علماي سني هم بپرسيد مي‌گويند جايز نيست. به آنها مي‌گوييم دليل شما چيست؟ چون انسان‌ها كه بر اساس زن و مرد بودن با يكديگر فرق‌نمي‌كنند. در امور مديريتي و هر قسم ديگري از امور اصلا‌ جنسيت مطرح نيست و توانايي فكري و دانايي و تدبير و مهارت است كه مطرح است. مي‌خواهد زن باشد، مي‌خواهد مرد. اين شرايط بايد براي زمامدار محقق شود. اما ادله علماي مخالف كه شما مي‌خواهيد بدانيد چيست؟ مي‌گويند به دليل اينكه پيغمبر(ص) فرمودند ما هم مخالفت مي‌كنيم. سوال مي‌كنيم پيغمبر(ص) چه فرمودند؟ اشاره مي‌كنند به اينكه ايشان فرموده است <لم يفلح قوم ملكتهم الا‌مراه> به اين معني كه ‌اگر زني زمامدار مملكتي شود، آن مملكت رستگار نخواهد شد.اين دليل آقايان مخالف‌ است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده درشنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:2توسط ناصر |

پیام انجیل 2

بجویید تابیابید

بخواهید تا به شما داده شود . بجویید تا بیابید . در بزنید ، تا در بروی شما باز شود . زیرا هر که چیزی بخواهد ، بدست خواهد آورد ،وهر که بجوید خواهد یافت . کافی است در بزنید ، که در برویتان باز می شود . اگر کودکی از پدرش نان بخواهد ،آیا پدرش به او سنگ می دهد؟ اگر از او ماهی بخواهد ،آیا به او مار می دهد؟ پس شما که اینقدر سنگدل وگناهکار هستید ، به فرزندانتان چیز های خوب می دهید ، چقدر بیشتر پروردگارتان ، برکات خود را به شما خواهد بخشید ، اگراز او بخواهید.

پس آنچه می خواهید دیگران برای شما بکنند ، شما همان را برای آنها بکنید.این است خلاصه تورات وکتب انبیاء.


+ نوشته شده درپنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 13:48توسط ناصر |

پیام انجیل

شنیده اید که می گویند با دوستان خود دوست باش ، وبا دشمنان خود دشمن ؟ اما من می گویم که دشمنان خود را دوست بدارید، وهرکه شما را لعنت کند برای او دعای برکت کنید. به آنانی که از شما نفرت دارند، نیکی کنید، وبرای آنانی که به شما ناسزامی گویند وشما را آزار می دهند ، دعای خیر نمایید .

اگر چنین کنید، بندگان راستین پروردگارتان خواهید بود،زیرا او آفتاب خود را بر همه می تاباند، چه بر خوبان، چه بر بدان، باران خود را نیز برنیکو کاران وستمگران می باراند .اگر فقط آنانی را که شما را دوست می دارند، محبت کنید ، چه برتری برمردمان فرومایه دارید،زیرا ایشان نیز چنین می کنند.اگر فقط با دوستان خود دوستی کنید،با کافران چه فرقی دارید، زیرا اینان نیز چنین می کنند. پس شما کامل باشید، همانگونه که پروردگارتان کامل است .


+ نوشته شده دریکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 15:59توسط ناصر |

پیام قرآن

پیام قرآن

سوره بقره آیات ۱۲۱-۱۱۹

إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ (١١٩)وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ (١٢٠)الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (١٢١)

 

افراد نادان گفتند : «چرا خداوند با ما سخن نمى‏گويد، يا چرا نشانه ای براى ما نازل نمی شود. پيشينيان آنان نيز،همین گونه سخن  گفتند  دلها و افکارشان همانند است . ما با دلایل کافی برای حق طلبان (بی غرض) روشن گری نموده ایم . (118) ما تو را(برای آنان) بر طریق حقیقت مژده دهنده ( برای پیروان حقیقت) و هشدار دهنده (برای کج روان) فرستاديم؛ و تو مسئول (گمراهى) دوزخيان (که به هشدارها توجهی نمی کنند) نيستى (119) يهود و نصارى هرگز از تو راضى نخواهند شد، تا از ملت آنان، پيروى کنى. بگو اصل برهدایت خداوند ی است  و اگر ازتو پس از شناخت حقیقت از خواسته ها وتمایلات آنان پيروى کنى، دیگر از سوی خداوند یاری نخواهی شد. (120) صاحبان کتاب های آسمانی پیشین (ادیان الهی قبل) که (کتاب الهی اشان )را به درستی (وبدون تحریف معنای آن با امیال و منافع خود) می خوانند آنان بدين كتاب نيز ايمان مى آورند و كسانى كه بآن كفر میورزند(حقایق آن را انکار می کنند ) زيانكارند. (121)

آیات فوق امروز شامل  مسلمانان وهمه ادیان الهی دیگر وحتی همه حق طلبان عالم نیز میشود که اگر حقیقتی به آنان عرضه شد . که با کتاب الهی اشان موافقت داشت باید ان را بپذیرند زیرا در غیر اینصورت از راه کمال باز مانده اند وسرمایه های خود از کف داده اند .البته نباید کتاب الهی را برطبق تمایلات فرقه ای خود تفسیر نمایند .


+ نوشته شده درپنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 15:8توسط ناصر |

پندهای قرآن

پیام قرآن

سوره نساء آیه 135

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا (١٣٥)

 

ای مومنان مراقب عدالت باشید وشاهد برای خداوند (به حقیقت گواهی دهید ) اگر چه (این شهادت ) بر علیه خودتان یا پدر ومادرتان وخویشاوندانتان باشد( یا کسی که شهادت برعلیه اوست ) توانگر یا تهیدست باشد.خداوند(حق ) سزاوارتراست از آنها (که به طرفداری از او گواهی داده شود )  از خواست قلبی وتمایلات پیروی نکنید که از حق عدول نمایید ویا اینکه زبان بازی کنید ( باحیله گری حقیقت را وارونه جلوه دهید)  یا از گواهی دادن سرپیچی نمایید (بدانید ) که خداوند به آنچه می کنید آگاه است   

 


+ نوشته شده دردوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 22:13توسط ناصر |

عزیر فرزند خدا ؟

 

 

 استادجعفر سبحانى

پرسشها و پاسخها ص 76 - 77  

 

پرسش  

از آيات قرآن استفاده مى‏شود كه «عزير» در نظر يهوديها، مانند «مسيح» در نظر مسيحيان فرزند خدا است. مقصود از اين فرزندى چيست؟

پاسخ

«عزير» همان «عزراء» در لسان يهود است.

تاريخ مى‏گويد: بخت النصر فرمانرواى بابل، فلسطين را فتح كرد و معبد يهود را ويران ساخت، كتابهاى آنان را سوزانيد، رجال آنها را كشت، زنان و كودكان و پيران از كارافتاده را اسير كرد و روزانه بابل ساخت، و قريب يك قرن اين گروه در آنجا ماندند.

در سال 457 پيش از ميلاد، كورش، بابل را گشود، اسيران يهود را آزاد ساخت، و اجازه داد كه آنان به مراكز خود باز گردند و تورات را دوباره بنويسند. در اين موقع، «عزراء» تورات را از حفظ نوشت. و بخاطر اين موقعيتى كه نصيب وى گرديد، در ميان يهوديان «ابن اللَّه» ناميده شد.

قرآن مجيد، اين حقيقت را در آيه زير حكايت مى‏كند:

«و قالت اليهود عزير ابن اللَّه و قالت النصارى المسيح ابن اللَّه».(1)

«يهود گفتند كه عزير فرزند خدا است و نصارى گفتند كه مسيح فرزند خدا است».

برخى، از عطف مسيح بر «عزير» چنين نتيجه مى‏گيرند كه فرزند بودن عزيز در اعتقاد يهود، بسان فرزند بودن مسيح و به معنى الوهيت و معبود بودن او است، و به گمان آنان جزئى از الوهيت در او است. روى اين اساس، از ميان قديسين، عزير نيز جزو معبودها شمرده شده است. ولى قرائن ديگرى گواهى مى‏دهد كه پسر بودن او يك اضافه تشريفى و مجازى، و به خاطر اظهار علاقه و به منظور احترام و تكريم بوده است، همچنان كه يهوديان و مسيحيان، مجموع ملت خود را «ابناء اللَّه» - فرزندان خدا - مى‏خوانند، چنانكه مى‏فرمايد:

«و قالت اليهود و النصارى نحن ابناء اللَّه و احبّاؤه».(2)

«يهود و نصارى گفتند كه ما فرزندان خدا و دوستان او هستيم».

بنابراين هيچ بعيد نيست كه «ابن اللَّه» بودن حضرت عزير، يك نوع اضافه تشريفى باشد. اگر قرائن ديگرى بر اين كه مسيح نزد نصارى واقعاً فرزند خدا شمرده مى‏شود در دست نبود، درباره او نيز همين حكم جارى بود.

گواه روشن بر اينكه اين اضافه جنبه تشريفى دارد، اين است كه در آيه زير، هنگامى كه از ربوبيّت احبار و راهبان سخن مى‏گويد، نامى از مسيح مى‏برد، بدون اينكه از عزير سخنى به ميان آورد، چنانكه مى‏فرمايد:

«اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون اللَّه و المسيح ابن مريم». (3)

«علماء و راهبانشان را معبودانى جز خدا اتخاذ كرده‏اند، و مسيح بن مريم را نيز».

اگر به راستى عقيده يهود درباره عزير، الوهيت بود، بسيار مناسب بود كه در اين آيه نامى از عزير نيز برده شود.


1 ) سوره توبه، آيه 30

2 ) سوره مائده، آيه 18.

3 ) سوره توبه، آيه 31.

 


+ نوشته شده درپنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 22:10توسط ناصر |

ازدواج مجدد از نظر آیت الله صانعی

منبع : روزنامه اینترنتی روز

 

آيت الله صانعي  رسما اعلام کرد که به نظر وي: "ازدواج مجدد مرد بدون‎ ‎رضايت همسر اول حرام ‏و گناه است و از نظر شرعي جرم است، و اگر زن‎ ‎اول بعد از عقد زن دوم رضايت ندهد، اين عقد اثر حقوقي ندارد.‏"‏

 وي با "ابراز تأسف از ارائه برخي لوايح" كه به مرد اجازه مي دهد بدون رضايت زن ‏اول، مجددا ازدواج نمايد، به مجلس توصبه کرده است: "اميدوارم چنين قانوني‎ ‎در مجلس شوراي اسلامي به تصويب ‏نمايندگان محترم نرسد و من همواره دعا مي كنم كه چنين امري را كه ظلم و خلاف عدالت مي دانم، در حق زنان تبديل به ‏قانون‎ ‎نشود. مجلس خداي‎ ‎ناخواسته با تصويب اين قانون مشكل ديگري به مشكلات موجود خصوصاً مشكلات زنان‎ ‎نيافزايد.‏"‏

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده دریکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:37توسط ناصر |

یاد باد آنچه به من گفت استاد

به نام حق

روز معلم بر همه استادان ومعلمان عزیزوبخصوص معلما ن خودم که استثنائا در این مورد خاص زحماتشان حاصلی نبخشیده است صمیمانه تبریک وشادباش می گویم.

واین شعر زیبا از ایرج میرزا را تقدیمشان می کنم .

 

گفت استاد   مبر درس از یاد

یاد باد آنچه به من گفت استاد

یاد باد آنکه به من یاد آموخت

آدمی نان خورد از دولت یاد

هیچ یادم نرود این معنی

که مرا مادر من نادان زاد

پدرم نیز چو استادم دید

گشت از تربیت من آزاد

پس مرا منت از استاد بود

که به تعلیم من استاد استاد

هر چه می دانست آموخت مرا

غیر یک اصل که ناگفته نهاد

قدر استاد نکو دانستن

حیف استاد به من یاد نداد

گر بمردست روانش پر نور

ور بود زنده خدا یارش باد

 

 


+ نوشته شده درپنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:2توسط ناصر |

نگاهی به سوره انعام (7)

 

 

وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كَاشِفَ لَهُ إِلا هُوَ وَإِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٧)وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ (١٨)قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ (١٩)

اگر خداوند بخواهد بلایی به تو برساند، بازدارنده ای جز خود او برای آن وجود ندارد واگر بخواهد خيرى به تو رساند، او بر هرکاری تواناست (17) واوبر بندگان خود  چیره است و او  فرزانه ی آگاه است(18) بگو شهادت چه کسی برتر است ، بگو خدا که بین من وشما  گواه است، واين قرآن بر من وحى شده است که بدان شما را و هر كس را كه اين پیام به او برسد  هشدار دهم. آيا  شما شهادت مى‏دهيد كه خدایان ديگرى با خداوند وجود دارد بگو من چنين شهادتی نمى‏دهم . بگو همانا او  خدای يگانه است و من از شریکانی که می آورید بری وبرکنارم .(19)

 

کسانی را در کنار خدای یکتا می پرستند در صورتی که صاحب قدرت  درجهان کسی جز او نیست واگر خداوند اراده ضرر یا نفعی را در مورد بندگانش بنماید هیچکس را یارای دفع ومنع آن نیست . ماتنها کسی را می توانیم به خدایی بگیریم وپرستش کنیم که بتواند بلایی را از ما رفع کند یا مانع رسیدن خیری به ماشود که کسی جز خداوند دارای چنین قدرتی نیست . قدرت او برهمه  عالم گسترش دارد و بندگانش تحت نفوذ مطلق اویند واو امورآنان حکیمانه اداره می نماید واز احوال آنان آگاه است .  پیروان ادیان زمان پیامبر خدا (ص) براساس مدارک وروایاتی کسان دیگری را نیز  در کنار خداوند دارای قدرت ماورایی می دانستند ولی همانها نیز اگز به متون اصلی دین خود یعنی کتب الهی  مراجعه میکردند پیام یکتایی خداوند را دریافت می کردند   قرآن می فرماید  شهادت چه کسی برتر است  آیا شما گواهی می دهید که با خداوند خدایان دیگری وجود دارد وبه پیامبرش فرمان می دهد که بگو من چنین شهادتی نمی دهم او خدای یگانه است ومن از همتایانی که برای خداوند قرار می دهید بری وبرکنارم البته در آیات بعد معلوم خواهد شد که حتی مشرکین نیز نسبت شرک را بر خود روا نمی دانستند  و این همتایان را به  صورتی توجیه می کردند وآنان را شفیعان خود در نزد خداوند می دانستند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده دردوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:9توسط ناصر |

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ neshanerah محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم
بازپخش توسط بانک قالب های فارسی

مسیریابی رایگان نوکیا توسط Ovi Maps v3.0

طراحي و ساخت سايت با استفاده از Basekit.com

کتاب افزونه‌های فایرفاکس - شماره ۱

دانلود نرم افزار موبایل